خرید بک لینک


زمان میگیرد از ما ناگهان شورِ جوانی را
به یغما میبرد شور و نشاط زندگانی را

چنان آهسته و پیوسته و آرام میآید
شبیه زلزله،میگیرد از ما هر تکانی را

خیابان تا خیابان میروی سرحال و سرزنده
به بازویت جوانی داده زور ِ پهلوانی را

چنان سرگرم دنیایی که در ذهنت نمی گُنجد
زمانی میرسد گم میکنی حتی نشانی را

زمانی میرسد از خود بپرسی پس جوانی کو؟
نمی بینی کنار خود دگر یک همزبانی را

سفیدی تا نیفتد بر سرت چیزی نمی فهمی
نمیدانی تو راه و رسم ِ این دنیای فانی را

فقط در سینه ات آه و غم و افسوس میماند
اگر گُم کرده باشی در جوانی زندگانی را

زمان بازیگرِ قهّارِ این دنیای اجباری ست
که بازی میکند بر ماهمیشه داستانی را

گذر زمان+تلف شدن عمر

برچسب: نویسنده: ماهان نصیری تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 16:28

صفحه بندی