مثلِ هر شب نیستی ومن پَکر هستم
بی تو در تنهایی ِ خود غوطه ور هستم
مثلِ برگی که به روی آب میافتد
در میانِ موجهای صد خطر هستم
هرکسی اینجا دلش شاد است،به غیر ازمن
این منم که با خیالت در به در هستم
امشب از هر کس که پرسیدم نمیداند
تو کجا هستی که من هم بیخبر هستم
گفته بودی من برایت چون نفس هستم
پس کجایی بی محبّت!من اگر هستم
رفتنت در حجمِ اندوهم نمی گُنجد
مثل این است که بگویند بی پدر هستم
تازه میفهمم چه فرقی بین ِ ما بوده
من چرا اینجا چنین با چشمِ تَر هستم
تو به من یعنی تمامِ آنچه من دارم
من به تو یعنی نهایت یک نفر هستم
برچسب:
نویسنده: ماهان نصیری