قربون اون چشمات که مهربونه
راحت بخواب، بیداره این دیوونه
چشماتُ دیدم خواب من پریده
بیداری من دیگه سر رسیده
قربون اون نه گفتن ودلیل ات
قربون اون غرورِ نازنین ات
می خونم از چشمات که با من هستی
چی شد نیومدی! منو شکستی
شاید غرورت سد عاشقی شد
عهدی که بستی پس بگو که چی شد؟
برچسب:
نویسنده: ماهان نصیری